پاویون نُخاله
پاویون نُخاله
وقتی به تهران فکر میکنیم به چه فکر میکنیم؟ آنچه بازنمایی یا همان آینه شهر تهران است چیست؟ ما به عنوان معماران در چه لایه ای از این مفهوم پر تراکم تهران نقش داریم؟ چگونه میتوانیم این مفهوم متکثر را تجسد بخشیم و تبدیل به یک پاویون کنیم؟
تهران شهری در حال انفجار که به گفته استاندار تهران تراکم جمعیتی ۲۱ برابر میانگین کشوری را داراست و در طرح توسعه سال ۱۳۴۵ جمعیت پیش بینی شده نزدیک به ۴.۵ میلیون نفر بود اما اکنون چهار برابر توان اکولوژیک و زیرساختی خود جمعیت دارد و ساخت و ساز غیر مجاز و موضوع تراکم که بخش بزرگی از تمرین های ما معماران در آن اتفاق میافتد نقش به سزایی در بحران های امروزه شهر تهران دارد و اینها همه با بی برنامگی و سو مدیریت نهادهای بالادستی به وضعیتی بسیار خفقانآور تبدیل شده است. شهری که در چرخهی بیپایان تخریب و نوسازی آن، هم حافظهی کالبدی و هم منابع زیستمحیطی خود را میبلعد. در این چرخهی غیراکولوژیک، ساختمانهایی با عمر کمتر از سه دهه، قربانی ارزش لحظهای زمین میشوند و انبوه نُخاله های حاصل، بهجای بازیافت، به پشتههای خاموش در حاشیه شهر رانده میشوند. این فرآیند نه تنها میلیونها تن مصالح انرژیبر را هدر میدهد و هوا و خاک را میآلاید، بلکه فشار بر ظرفیت زیرساختی تهرانِ در آستانهی انفجار را تشدید میکند؛ شهری که با تراکم بیسابقه، زیر بار شبکههای فرسودهی حملونقل، آب و انرژی خم شده است.
این سوی زیبای نوسازی در شهر و ایجاد پروژههای بزرگمقیاس و تخریب و نوسازی دائم در شهر یک وجه تاریک دارد، سویی که از تز نوسازی به یک آنتی تز از تخریب می رسد چرا که این دو در یک رابطه علت و معلولی قرار دارند، دفتر ما به عنوان دفتری در شهر تهران روی سنتز این پدیده کار میکند و در نتیجه پروژه فکری ما قاعدتا ترسیم اغراق آمیز این آنتی تز به عنوان خوانش ما از شهر تهران اهمیت دارد. نُخاله به عنوان وضعیتی دیستوپیایی در شهر انکار میشود و این دیستوپیای معماری و توسعه در شهر است و نشان دادن وجه تاریک و غیر اخلاقی آن در این لحظه به نظر اخلاقی میرسد.
باتای فیلسوفی است که بیشتر با مفاهیمی مثل افراط، تابو، و امر پست یا کثیف (base materialism) شناخته میشود.او معتقد بود که فرهنگ مدرن همیشه سعی دارد خودش را در قالبی منظم، پاکیزه و عقلانی نشان دهد، اما این «ظاهر» تنها با سرکوب کردن بخش تاریک، زائد و آشوبناک واقعیت ممکن میشود.
ما با اتکا به خوانش او به عنوان بنیان فکری مان فکر میکنیم پسماند، نُخاله ، زوائد و هر چیزی که «بیمصرف» تلقی میشود، دقیقاً همان نقطهای است که میتواند ساختار قدرت و نظم را به چالش بکشد.شهر مدرن همواره بخشهایی از خود را مخفی میکند: زبالهدانها، تخریبها، بقایای مصالح، یا حتی خاطرات سرکوبشدهی تاریخی.برای باتای، مواجهه با این بخشها یک تجربهی transgressive (عبور از مرزها) است، که میتواند ساختار زیباییشناسی و معنای فضا را تغییر دهد.
در این پاویون، «نُخاله » نه به عنوان ضایعهای ناخواسته، بلکه به عنوان حقیقت پنهان شهر تهران به صحنه میآید. آنچه معماری رسمی و نظم شهری همواره سعی در پنهانکردنش دارد، همان امر «پست» و سرکوبشدهای است که ژرژ باتای آن را سرچشمهی آشوب و آزادی میداند؛ جایی که ساختارهای زیباییشناسی و قدرت ترک برمیدارند. تهران، در چرخهی بیپایان تخریب و بازسازی، همواره در حال تولید لایههای جدیدی از این زوائد است؛ شهری که هرگز کامل نمیشود و پیکرهاش پیوسته از جایجای خود جدا و دوباره وصلهپینه میشود. این وضعیت، چهرهای دیستوپیایی از پایتخت را میسازد؛ فضایی نیمهکاره، پر از خالیها، شکافها و خاطرات فراموششده. پاویون ما این وجه تاریک و دیدهنشده را به مرکز تجربه بازدیدکننده میآورد، تا نه فقط با فرم و متریال، بلکه با حافظهی سرکوبشدهی شهر مواجه شود؛ مواجههای که مرزهای زیباییشناسی رسمی را میشکند و امکان بازاندیشی در روایت تهران را میگشاید.
نُخاله در کف پاویون تجربه حسی راه رفتن آسوده را دچار بحران میکند و فضای آینه ای این تجربه میان نُخاله بودن را تشدید می کند و این حقیقتی است که از آن گریزی نیست. متریال استفاده شده بلوک سیمانی به عنوان رایج ترین نماد تخریب و نوسازی در شهر است. متریالی که جداکنندهها را می سازد و همزمان متریال کف را نیز شکل می دهد. دیدن فرآیند ساخت و تخریب به عنوان تجربی بصری و حسی هدف اصلی از طراحی این پاویون است و به گونه ای از انتقاد از خود بدل می شود.
بلوک های سیمانی از جهت همیشگی خود چیده نمی شوند و با قرار گیری از سمت حفره های خود یک وضعیت امتداد بصری را فراهم می کنند تا با افزایش عمق دید در پاویون امکان تجربه های متعدد مکانی و فضایی فراهم شود.
نُخاله سعی می کند یک لحظه از مواجهه سانسور شده ما معماران و سازندگان با خودمان را فراهم کند و از این جهت حائز اهمیت است. ما با دیدنش و حذف نکردنش و به رسمیت شناختنش میتوانیم شهری بسیار بهتر بسازیم.


